دعای کمیل 1 دی ماه 1396 شب یلدا

 

 

بسم رب الحسين

حاج منصور ارضی

شب یلدا

شب جمعه یکم دی ماه ۹۶ حرم سيدالكريم

 

http://s8.picofile.com/file/8314874784/%D8%AD%D8%A7%DA%86%DB%8C_%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%84_%D8%B4%D8%A8_%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A796.mp3.html 


 

 

 


 

بسم رب الحسين

حاج منصور ارضی

شعر مناجات

شب جمعه یکم دی ماه ۹۶ حرم سيدالكريم

 

شب طولانی سال است و زمان بیشتر است

تا کمی فکر دعا ،گرم عبادت باشیم

ساعتی هم که شده گوشه ی سجاده خویش

بنشینیم و به دنبال سعادت باشیم

 

 

شب طولانی سال است و خدا منتظر است

چشم یک عبد گنهکار کمی تَر گردد

رحمت واسطه آغوش خودش را وا کرد

یک گنهکار مگر توبه کند بر گردد

 

شب طولانی سال است و امان از غفلت

چشمی آیا ز دلی غمزده بارانی شد

شب طولانی سال است و کمی فکر کنیم

غیبت یار چرا اینهمه طولانی شد

 

شب جمعه است نگاه همه سوی زهراست

بوی سیب از حرم کرببلا می آید

مادری با کمری خم شده و موی سفید

با دلی سوخته از عرش خدا می آید

 

میزند ناله بُنَیَّ چه بهم ریخته ای

هر چه میگردم عزیزم سر تو نیست چرا

گر چه میچینم عزیزم بدنت را بر خاک

قسمت بیشتر از پیکر تو نیست چرا

 

چون که با ضربه و از پشت بریدن سرت

نیمی از حنجر تو روی زمین ریخته است

چون کنار تن تو معجر زینب بردند

گیسوی خواهر تو روی زمین ریخته است

 

شعر میان دعا

 

واقعا لال و مبهوت شدم ناله ی شبگیرم کن

شده ام خواب پر از واهمه تعبیرم کن

 

راه درمان شدنم دست خودم نیست طبیب

شده ام درد معما شده تدبیرم کن

 

یا مرا زود بغل کن جلوی چشم همه

یا بیا پیش نگاه همه تحقیرم کن

 

ننگ برمن به کسی غیر علی رو بزنم

از همه جز اسداله خدا سیرم کن

 

سر و پا معصیتم بازوی دستان علی

به مناجات شب فاطمه تطهیرم کن

 

از همان کودکی ام نذر حسینیه شدم

بین دربار حسین بن علی پیرم کن

 

گر دلم نیت طوف حرمی دیگر کرد

پای منرا بشکن در غول و زنجیرم کن

 

پا برهنه ببرم کرببلا بعد از آن

وسط صحن ابالفضل زمین گیرم کن

 


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید