دعای کمیل 16 آذر 1396

 

 

 

بسم رب الحسين

کمیل حاج منصور ارضی

 

شب جمعه ۱۶ آذر ۹۶ حرم سيدالكريم

 

 

دعای کمیل - حاج منصور ارضی                          دانلود فایل

 

 


 

بسم رب الحسين

حاج منصور ارضی

شعر مناجات

شب جمعه ۱۶ آذر ۹۶ حرم سيدالكريم

 

منی که غرق گناهم، شکسته بال و پرم

چگونه نام بلند تو را به لب ببرم؟!

 

اگر که دوست نداری خدا خدای مرا

اجازه هست صدایت کنم به چشم ترم؟!

 

خودم نیامده ام نیمه شب به درگاهت

تو خواستی که بیافتد به این حرم گذرم

 

بیا مرا جلوی خوب ها، خراب مکن

بگیر دست مرا که به سنگ خورده سرم

 

مرا ببخش و دوباره بگیر در آغوش

قسم به حرمت خون مدافعان حرم

 

بنا نبود فقط خوب ها حرم بروند

شبی بیا و مرا هم به کربلا ببرم

 

تمام هستی من هست مادر و پدرم

فدای حضرت ارباب مادر و پدرم

 

اگر حسین نشد عاقبت کفن بشود

چگونه نوکرم و بهر خود کفن بخرم؟!

 

هنوز نیمه ی شب های جمعه می آید

نوای مادر او: تشنه ذبح شد پسرم

 

 

روضه

 

این روضه را تحمل لیل و نهار نیست

این وعده را بجز شبِ جمعه قرار نیست

سِرِّ سحر به وقت دگر آشکار نیست

از قتلگاه کمتر از این انتظار نیست

 

مادر رسید و تا وسط قتلگاه رفت

یک چکمه پوش بر تنِ ارباب راه رفت

 

 

یک نانجیب موی سرش را به کف گرفت

از قبضهٔ محاسنش آن ناخلف گرفت

شمر لعین چو حنجر او را هدف گرفت

جبریلِ وحی، قلقلهٔ واأسف گرفت

 

تیغش نداشت اذن، که ذبحِ از گلو کند

پا شد، عزیز فاطمه را پشتِ رو کند

 

 

فریادِ یابُنَیَّ ز گودال شد بلند

شیون ز دخت فاطمه و آل شد بلند

پس هلهله ز لشگر دجال شد بلند

قاتل ز قتلگه به چه منوال شد بلند

 

دستی است خنجری که بریده سرِ حسین

دستی سرِ جدا شده از پیکر حسین


 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید