حضرت ام البنین:حاج منصورارضی

 

 

 

لینک دانلود

 

دعای کمیل 14 فروردین 1394 - شب وفات حضرت ام البنین (س)

http://www.mansoorarzi.ir/jalasat-haftegi/jalasat-haram/934-komeile14farvardine94


 

اشعار زیارت عاشورای26فروردین1393

اشعار مدح و روضه حضرت ام البنین

تو شاهکار عشق بازی در زمینی

تو دست پنهان خدا در آستینی

اُمُّ الادب ،  اُمُّ الوفا ، اُمُّ البنینی

دلگرمی و وصف امیرالمونینی

در پیشگاه تو ادب تعظیم کرده

قرص قمر میر عرب تعظیم کرده

مانند نور آمدی تأبیدی و بعد

با دست زهرا مورد تأییدی و بعد

خود را دم بیت ولایت دیدی و بعد

آن چارچوب سوخته بوسیدی و بعد

گفتی اگرچه در حرم تازه عروسم

من آمدم دستان زینب را ببوسم

دیدی چگونه گریه کن ها گریه کردند

غمدیده ها با یاد زهرا گریه کردند

مانند یک ... گریه کردند

یا فاطمه می گفت هر جا گریه کردند

آن روز تنها خواهش قلبت همین شد

یا فاطمه تبدیل بر ام البنین شد

شهر مدینه در هیاهو زین خبر شد

شکر خدا ام البنین صاحب پسر شد

اما کلامی باعث خون جگر شد

زخم زبان ها بر دل تو نیش تر شد

گفتند با تو بعد ازین کم میگذارد

بر این یتیمان دیگر او کاری ندارد

اما دهان یاوه گویان را تو بستی

پای قرار خویش با زهرا نشستی

دیدن از جام رضای یار مستی

چون رشته ی فرزند و مادر را گسستی

گفتی اگرچه بین تان خیلی عزیزم

در خانه عباسم غلام و من کنیزم

زینب تو را با نور ایمان آشنا کرد

با یک نظر دلداده ی آل عبا کرد

برآتش عشقش تو رب الفدا کرد

آن قدر پیشت صحبت کرببلا کرد

تا اینکه شاخ و برگ هایت پر ثمر شد

دار و ندارت چهار فرزند پسر شد

کم کم پسرهای تو بال و پَر گرفتند

دور و بَرَت را مثل یک لشگر گرفتند

درس شجاعت از خود حیدر گرفتند

بوی امیر فاتح خیبر گرفتند

گوییم از اوصاف عظیم تو همین حد

زینب پس از زهرا تو را مادر صدا کرد

ای وای از روزی که قلبت را شکستند

حجاج زهرا بار بیت الله بستند

دیدی همه سرها گرفته روی دستند

با چه شکوهی روی محمل ها نشستند

بر زانوی عباس زینب پاگذارد

شُکر خدا که محمل او پرده دارد

اما پس از شش ماه شام غم سحر گشت

با دیدن یک صحنه ای چشم تو تر گشت

از این مصیبت عالمی خونین جگر گشت

باور نمی کردی ولی دل با خبر گشت

بالاترین روضه همین در عالمین است

از راه آمد زینب اما بی حسین است

فریاد زد اُمُّ البنین گیسو سپیدم

مادرنبودی عصر عاشورا چنین گشت

از خیمه تا گودال با زحمت دویدم

با دست خود از پهلویش نیزه کشیدم

اُمُّ البنین تاج سرم را سَر بریدند

پیراهنش را از تَنَش بیرون کشیدند

مادر نبودی پس گوش کن از این خبرها

از داغ عباس تو خم گشته کمرها

واشد به روی من نگاه اهل نظرها

چادر به سر دارد دویدن دردسرها

عباس رفت و آبروی خواهرش رفت

دعوا شد و چادر ز روی خواهرت رفت

اُمُّ البنین اول دو بازویش بهم ریخت

تیری رسید و چشم و ابرویش بهم ریخت

ضرب عمودی آمد و مویش بهم ریخت

تا روی نیزه رفت گیسویش بهم ریخت

عباس نامردی عمود آهنین خورد

بی دست از بالای مرکب بر زمین خورد

دروازه ی کوفه قیامت ساختم من

بر مرکب طوفانِ خطبه تاختم من

تا چشم روی نیزه ها انداختم من

در یک نظر عباس را نشناختم من

از درد غیرت صورتش چرخاند مادر

بستند او را تا به نیزه ماند مادر

مادر دعا کن منتقم دیگر بیاید

چون او گره از اَبروی زهرا گشاید

صحن و سرایی در بقیع بر پا نماید

پایان هر روضه دعا کردیم شاید

ما کاشف الکرب امام خویش گردیم

دار و ندار خویش نذر یار گردیم


 

۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۲

بدون ماه قدم می زنم سحر ها را *** گرفته اند از این آسمان قمر ها را
 

چقدر خاک سرش ریخته است، معلوم است *** رسانده است به خانم کسی خبرها را

نگاه کن سر پیری چه بی عصا مانده *** گرفته اند از این قد کمان پسرها را

چه مشکل است که از چهار تا پسرهایش *** بیاورند برایش فقط سپرها را

نشسته است سر راه و روضه می خواند *** که در بیاورد آه آه رهگذرها را

با عرض معذرت از ساحت مقدس آقا امام زمان(ع):

ندیده است اگر چه ولی خبر دارد *** سر عمود عوض کرده شکل سرها را

کنار آب دو تا دست بر روی یک دست *** رسانده است به ما خانم این خبرها را

بشیر آمد و گفتی که از حسین بگو *** ز عون دم زد و گفتی که از حسین بگو

ستاره بودی و یکدفعه آفتاب شدی *** برای خانه مولا که انتخاب شدی

به خانه ولی الله اعظم آمدی و *** دلیل عزت قوم بنی کلاب شدی

به جای اینکه شَوی مُدعیه همسری اش *** کنیز حلقه به گوش ابوتراب شدی

تنور خانه حیدر دوباره گرم شد و *** برای چرخش دستار انتخاب شدی

چهار تا پسر آوردی برای علی *** که جای فاطمه ام البنین شدی

دلت همیشه چنین شوهری دعا میکرد *** تو مثل حضرت صدیقه مستجاب شدی

اگر چه ضرب غلافی به بازویت نگرفت *** میان کوچه به دیوار زانویت نگرفت

تو را به قصد جسارت کسی اسیر نکرد *** به چادر عربیه تو خار گیر نکرد

تو را که فرق علی دیده ای و خون حسن *** به غیر کرب و بلا هیچ چیز پیر نکرد

به احترام همان تکه بوریا دیگر *** زمین خانه تو نیت حصیر نکرد

از آن زمان که شنیدی خزان گلها را *** هوای کوی تو باغ دلپذیر نکرد

چه خوب شد که نبودی کربلا بینی *** که دست دشمن دوروون رحم بر صغیر نکرد

به نعل تازه گرفتند تا بدنها را *** به ضرب دست لگد میزدند زن ها را

 


 

 

دیدگاه‌ها  

 
0 #4 مجیدلطیفی 1394-01-20 01:45
سلام
دوستمان درست میفرمایدهمین فایل بالا محض نمونه خراب است ودانلودنمیشود
نقل قول کردن
 
 
0 #3 مجیدلطیفی 1394-01-10 20:54
سلام عزیزان
لطفا فایل تصویری اشعا رگذاشته دربالارابگذارید
ممنون میشویم
یاعلی
نقل قول کردن
 
 
0 #2 محمد لاچینی 1393-02-06 23:44
بسیار بسیار عالی...یا علی
نقل قول کردن
 
 
0 #1 محمدحسین 1393-02-01 00:00
سلام.خسته نباشید.اکثره فایلای صوتی و تصویری برای دانلود مشکل دارن٬لطفا رسیدگی کنید.
خدا خیرتون بده
------------------------------------------
پاسخ مدیریت
با سلام
همه فایلا سالم هستن
اگه فایلی رو نمی تونید دانلود کنید ادرسش رو بفرمائید
یا علی
نقل قول کردن
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید