زیارت عاشورا 8 اسفند 1395روزاول فاطمیه 95روز

بیانات حاج منصورارضی در حسینیه صنف لباس قروشان 8 اسفند 95 با موضوع تدبیر عقل معاش                        

خدایا عزای ما را با عزاداری حضرت زهرا سلام الله علیها یکی کن ! این‌ها چیزهایی است که جای شکر دارد و به هرکسی نمی‌دهندابتدا تشکر میکنم از همه دوستانی که در مراسم این فرزند عزیزم شرکت کردند ( مرحوم حاج عباد فانی) و عجب مجلس روضه‌ی به پا شد یعنی واقعاً مردم نمی‌خواستند بروند مخصوصاً دیروز همه روضه هاخوانده شد ، خب اینها شکر دارد، یک زمانی استاد ما می‌فرمود خدایا عزای ما را با عزاداری امام حسین علیه السلام یکی کن! 
 البته مجلسی دیگر در روز سه شنبه در بیت الزهرا سلام الله علیها برگزار می‌شود،که شب هفت این عزیز است. خداوند ان شاء الله همه گریه کن‌های حضرت زهرا را بیامرزد، وهمین طور همه پدر ومادرها و همه کسانی که برای این مجالس ، خون ، جان و مال خود را ارزانی داشتند بیامرزد
" الکَمالُ کُلُّ الکَمالِ اَلتَفَقَّهُ فی الدّین وَ الصَّبرُ عَلی النائِبَة وَ التَقدیرِ المَعیشَة "
 (بحار الانوار ،ج 78 ،ص 172 )
امام باقر علیه السلام می‌فرمایند :
"همانا کمال و نهایت کمال خلاصه می‌شود در ژرف نگری در دین و بردباری در سختی‌ها و محاسبه در زندگی"
سوء تدبیر آفت معیشت زندگی امروزی است
خب بحث ما در مورد عقل معاش و تدبیر در معیشت بود، بیشتر عزیزان در این امور یا ضعیفند و یا اصلاً متوجه نیستند! به این دلیل مسیر عقل معاش و اقتصاد در معیشت در روایات اشاره شده است و ما مصادیقی از آن را بیان میکنیم. یکی از اشکالاتی که در معاش پیش می‌آید در اصل به تدبیر معیشت توسط انسان باز میگردد.
"آفَةُ الْمَعَاشِ سُوءُ التَدْبیرِ"
امیرالمومنین علی علیه السلام در غُرر الحکم می‌فرمایند:
"آفت زندگى، تدبیر بد است"
وقتی همینطوری کاسبی را شروع میکنیم، ساخت خانه ای را شروع میکنیم ، یا یک ماشین می‌خرد؛چون یک پولی همینطوری داشته یا قرض کرده و یا ارث رسیده ... در نبود تدبیر و عقل معاش فکر میکنیم با خرید ویا کار صرفاً اقتصادی بهترین کار را انجام داده ایم، در حالی که در معامله‌ها خیلی‌ها هستند که تجارت و کسب و کار دارند و یا اداری هستند فکر میکنند با درآمد بیشتر معیشت ورزقشان اضافه می‌شود. این سوء تدبیر همراه دارد، مثلاً بعضی از دوستان در میادین کار میکنند ومجبور هستند ساعت 2 صبح به سرکار بروند و در حین کار به علت مشغله نماز صبح خود را قضا میکنند. 
دین زندگی را تدبیر نموده،علما ان را تدوین کرده و ما فقط با تحقیق موفق خواهیم بود
همانطور که در شبانه روز ساعتی مربوط به خواب و کار است ساعتی نیز مربوط به عبادت و مناجات می‌باشد حتی در میان مناجات نیز اگر دقت داشته باشید می‌بینید یک تنظیم زمان و وقت وجود دارد مثلاً در دعاها یک ساعتی در ابتدای روز برای مناجات امیرالمومنین وسپس امام حسن علیهما السلام است یا در غروب به مناجات امام زمان عجل الله تعالی فرجه اختصاص یافته است. این فاصله‌ها نشان میدهد زمانی هم برای کار و معیشت قراردارد متوجه می‌شویم دین برای ما تدبیر داشته و علمای ما نیز آن را تدوین نمودند و مابا تحقیق به این نکات دست پیدا میکنیم. وقتی به مسائل شرعی کسب و کار می‌پردازیم به نظرمی آید این باب از فقه خیلی بیشتر مبتلابِه می‌باشد حتی از نماز و روزه نیز بیشتر است.
سو تدبیر در معاش این است روزی در شب پیدا می‌شود ولی روزی ما در شب مناجات با خداوند است، تازه ارزش شب در سحر آن نهفته است و نجات ما نیز در سحر است، درست با خود بیندیشیم سحر را به چه کاری مشغول هستیم؟! این که می‌فرمایند یک لحظه تفکر برتر از عمری زندگی است اینجا مشخصتر می‌شود" نَجَّینَاهُمْ بِسَحَرٍ"(القمر/34) آنان را در سحرگاهان نجاتشان دادیم. واقعاً هرکس نجات یافت از سحرش است.
کلید واژه ها:
             

 

 

زیارت عاشورا 8 اسفند 1395روزاول فاطمیه 95روز

صوت ها        

مناجات با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) - حاج منصور ارضی                          دانلود فایل
روضه حضرت زهرا سلام الله علیها - حاج منصور ارضی                          دانلود فایل

ویدئو ها        

                                             

دانلود فایل                        

مناجات با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) - حاج منصور ارضی

                                             

دانلود فایل                        

روضه حضرت زهرا سلام الله علیها - حاج منصور ارضی


 

بسم رب الحسین

زیارت عاشورای ۸ اسفند ماه ۹۵

عمر خود را به تمنا گذراندن خوب است

صبح و شب در طلبت اشک فشاندن خوب است

چشم‌های تو اگر ساقی مجلس باشد

دست بر پهلوی پیمانه رساندن خوب است

لب هجران زدگان را به تلافی فراق

جرعه‌ای از مِی وصل تو چشاندن خوب است

مثل آقای خراسانی و در مسلک تو

بنده را در بر ارباب نشاندن خوب است

زندگی با تو همان‌قدر که لذت‌بخش است

بی تو بالعکس فقط زنده نماندن خوب است

مژده‌ی آمدنت را چو بیارد نوروز

گرد و خاک از تن این خانه تکاندن خوب است

عصر هر جمعه‌ی دلگیر به خود می‌گویم

حرف گودال که شد فاش نخواندن خوب است

کاش آن رذل سیه‌دل ز خودش می‌پرسید

تیغ را بر گلوی تشنه کشاندن، خوب است؟

چهارده قرن گذشته است و نگفتند چرا

اسب روی بدن کشته دواندن خوب است

روضه :

به کذب محض به حُب تو ادعا کردند

ولی وصی تو را بعد تو رها کردند

بلند کن سر خود را ببین پس از غم تو

چگونه باز مرا صاحب عزا کردند

بر آن شدن که نسل تو را براندازن

نگاه کن چقدر شعله دست و پا کردند

بجای اینکه وفادار حضرتت باشند

به مشرکین منافق عجب وفا کردند

در آن حریم که جز صوت یا کریم نداشت

کلاغ ها ی سِیه رو سر و صدا کردند

از آن دری که تو نه سال بوسه اش دادی

بپرس با تن ریحانه ات چه ها کردند

پی تلافی یک عمر خیر دیدن از او

بنای رفتنش نیز این جهان دعا کردند

برای کعبه ی توحید کعبه بود اما

به ذبح محسنم این خانه را مِنا کردند

به روز حشر بپرس از قلاف سنگین دل

چگونه فاطمه را از علی جدا کردند

ز خوف ناله ی زهرا به صحن مسجد بود

اگر ز کشتن من یا اَخا عبا کردند

مریضی حسد و بغض خویش را اینها

به بوی سوختن کوثرت دوا کردند

مرا که معنی حُسن به سالها بودم

به دوری از سبب وصل مبتلا کردند