اسرارعاشقی ازلسان حاج منصورارضی(۷)

اسرارعاشقی ازلسان حاج منصورارضی(۷)
بسم رب الحسین
چه خوش بود که برآید زیک کرشمه دوکار
زیارت شه عبدالعظیم ودیدن یار
آنهم شب جمعه کمیل امیرحق
بادم منصورمان
شهادت آقاحمزه سیدالشهدا
وحضرت سیدالکریم تسلیت باد
حاجی میگفت گریه رو برا اهل
ری وتهران نوشته اند
آخه ری خونبهای حسین شد
واماحضرت حمزه ان شاالله
بانابودی آل سقوط بریم به امر رسول خدا زیارت حضرتش وغمخانه بی بی
پس بخوانید
شعری که حاجی سالهاپیش خواند

بالا نرفت آنکه به پای تو پا نشد
آقا نشد هرآنکه برایت گدا نشد

مقصود از تکلم طور از تو گفتن است
موسی نشد هر آنکه کلیم شما نشد

روز ازل برای گلوی تو هیچ کس
غیر از خدای عزوجل خونبها نشد

در خلقتش زمین ومکانهای محترم
بسیار آفرید ولی کربلا نشد

گرچه هزار سال تو را گریه کرده اند
یک گوشه از حقوق لب تو ادا نشد

ماگندم رسیده شهر ری توایم
شکر خدا که نان تو از من جدا نشد

یک گوشه می رویم و فقط گریه می کنیم
حالا که کربلای تو روزی مانشد

داغ تو اعظم است تحمل نمی شود
در حیرتم چگونه قد نیزه تا نشد

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید